تابوت
شب را به سیاهی پیوند می زنم
عشق را با تباهی ...
زمان را از زمین می نگرم !
گذشت را به خاطرات می سپارم خودم را به خاطره
دلم می گیرد از انتخاب غروب
ولی چاره چیست در تار عنکبوت...
تلافی سقوط با طاعون
هراز چند گاهی مرا می آزرند دیگران
اتلاف می شوم در اعتنا
قانون مرا می طلبدچون تابوت
ولی چاره چیست در تار عنکبوت ...


